مجله ی چلچراغ رو میشناسید؛ یه مدتی عالی بود؛ بعد خوب؛ بعد... این مجله اونوقتایی که ما (ورودی 86 ی ها) داشتیم کفشای فولادیمونو می پوشیدیم تا بیایم دانشگاه هنر این مقاله رو چاپ کرده؛ یعنی در تاریخ
19 مهر
به سال 1386
دانشگاه هنر از بين ميرود؟
نويسنده : مريم ذوالفقار
«از جمله نتايج انتصابي شدن رئيس دانشگاه اين است كه او خود را در قبال كساني مسئول ميداند كه انتخابش كردند، نه در مقابل دانشگاه». نوك پيكان انتقاد تند دانشجويان دانشگاه هنر به سمت رئيس دانشگاه نشانه رفته است، اما او خود را همسو با دانشجويان نشان ميدهد، هنگامي كه از تجمع اعتراضآميز آنها نسبت به واگذاري زمينهاي دانشگاه به بخشهاي ديگر حمايت ميكند.
او ميگويد: «دانشجويان براي نشان دادن حساسيت خود در تهران تجمع كردند، درحالي كه رفتار نگرانكنندهاي از خود بروز ندادند و حتي با آرامي هم متفرق شدند».
اما دانشجويان دانشگاه هنر كه پيش از اين هم نسبت به از دست دادن زمينهاي اين دانشگاه اعتراض كرده بودند، ميگويند: «چرا هميشه مسئولان دانشگاه از اطلاعرساني كامل و شفاف طفره ميروند؟ و به راستي آيا مديريت دانشگاه در برابر زيادهخواهي دانشگاه اميركبير و پيام نور ايستادگي كردهاست؟»
پيش از اين نيز دو مرتبه ديگر از مشكلات دانشجويان دانشگاه هنر گفته بوديم. يكبار زماني كه بحث نوع پوشش دانشجويان مطرح شد و يكبار زماني كه گودبرداريهاي دانشگاه اميركبير احتمال فروريختن بخشي از كتابخانه اين دانشگاه را تقويت كرده بود. و ديوارهاي دانشگاه بالاجبار عقب كشيده شدند و هربار رياست دانشگاه تغيير كرده بود و اين بار هم رئيس دانشگاه كاربردي مجدداً تعويض شده است. اما اين مرتبه، اعتراضها فقط منحصر به دانشگاه كاربردي هنر نيست و اصل اعتراضها از دانشگاه هنر كرج آغاز شده است.
اعتراض دانشجوهاي دانشگاه كرج زماني آغاز شد كه فرمانداري كرج تصميم گرفت براي نقشهبرداري از زمينهاي اين دانشگاه وارد محوطه آن شود و با ممانعت مسئولان دانشگاه نسبت به ورود افراد، پاي دانشجوها به اين ماجرا باز شد و دانشجوها مانع از نقشهبرداري سطح زمين توسط اين افراد شدند.
متعاقب اين ماجرا، دانشجويان دانشگاه هنر تهران هم نسبت به واگذاري بخشي از زمينهاي دانشگاه به برخي مراكز و دانشگاهها اعتراض كردند. كلاسها تعطيل شد و دانشجوها خواستار حضور رئيس دانشگاه جهت پاسخگويي شدند. معاون دانشجويي فرهنگي دانشگاه ميان دانشجويان حاضر شد و گفت: «ما مسئولان و دانشجويان دانشگاه هنر با يك بيان دانشگاهي خواستار توجه بيشتر به اين دانشگاه و حفظ حقوق و شأن دانشجويان هنر هستيم».
اما اشكال كار جاي ديگري است. يكي از دانشجويان ميگويد: «معلوم نيست وضعيت ما دانشجوهاي اين دانشگاه چطور ميشود و فقط بحث زمينهاي دانشگاه هنر كرج نيست، بلكه دانشگاه كاربردي هنر تهران هم، توسط دانشگاه اميركبير در حال تصرف است». او ميگويد: «اما اين ايرادات بايد متوجه رئيس دانشگاه هنر شود كه با بيكفايتي باعث شده اين اتفاقات به اين سادگي رخ دهد و حالا دانشجوها را جلو انداخته. البته كه ما نسبت به اين ماجرا اعتراض داريم، اما اعتراض اصليمان به رئيس دانشگاه و بعد از آن نسبت به نامشخص بودن تكليفمان است».
ناصر بشيري، دبير شوراي صنفي دانشگاه هنر كرج هم ميگويد: «طي اين سالها هيچ يك از مسئولان به اين فكر نبودهاند كه سند دانشگاه را به اسم دانشگاه هنر بزنند و اين كوتاهي كاملاً مشهود است». اما به گفته دكتر ايزدي، «در حال حاضر بدون اينكه مجوزي از سوي وزير علوم صادر شده باشد، از طرف استانداري كرج براي تصاحب زمينهاي دانشگاه هنر اقدام كردهاند».
با وجود همه ايرادها به رئيس دانشگاه هنر، او خود را از اين ماجرا مبري ميداند.
دكتر عباسعلي ايزدي، ماجرا را اينگونه تعريف ميكند: «دانشگاه هنر در سال 62 و از تجميع تعدادي از دانشكدههاي پراكنده هنري قبل از انقلاب و دانشگاه فارابي سابق شكل گرفت. پيش از پيروزي انقلاب، دانشگاه فارابي سابق درخواست زمينهاي جنگلهاي مراتع 200 هكتاري براي ساخت را كرده بود كه بعد از انقلاب چون اين دانشگاه تبديل به دانشگاه هنر شد، اين زمينها به دانشگاه هنر تعلق گرفت و سند زمينها قرار بود بعد از كارهاي عمراني ثبت و به نام دانشگاه زده شود كه متأسفانه چنين نشد و در سال 68 بنابر تصميم وزارت علوم و رياست جمهوري مقرر شد 50 هكتار از اين زمينها به دانشگاه آزاد واگذار شود و دو سال بعد كلنگزني و ساخت و ساز در 150 هكتار زمين دانشگاه هنر شروع شد».
او با تعريف داستان ساخت يكسري از ساختمانهاي دانشگاه و انتقال تعدادي از رشتهها به دانشگاه كرج ميگويد: «هفت سال براي مشخص شدن تكليف زمينها با مدعيان ديگر كشمكش داشتيم و عملاً تأمين اعتبار براي فعاليتهاي عمراني كم يا قطع شده بود، ولي اين به آن معني نبود كه نخواهيم آنجا ساخت و ساز داشته باشيم و از طرفي چون دو دانشكده هم در تهران داشتيم و طرح تجميع مطرح بود، براي دستگاههايي نظير سازمان مديريت سؤال بود كه بالاخره در تهران يا كرج قصد گسترش داريم. درحالي كه شرايط ايجاب ميكرد هر دو اينها با هم اتفاق بيفتد».
دكتر ايزدي ميگويد: «دانشگاه از نظر مديريت و پيشبرد امور خود طبق قانون تابع هيئت امناي وزارت علوم است و به گفته سازمان مسكن و شهرسازي و فرمانداري كرج بخشي از زمينها براي دانشگاه هنر است و باقي آن بايد در اختيار نهادهاي ديگر قرار گيرد و چون يك سيستم كلان است، رياست دانشگاه هنر به تنهايي نميتواند تصميمگيري كند».
او ميگويد: «دانشگاه محل علم و دانش و فرهنگ است و تا جايي كه توان داشته باشيم سعي ميكنيم اين مسئله را مدبرانه و بدون تنش حل كنيم و درخواست دارم كساني كه در مديريت كلان در اين تصميمگيري نقش دارند با برگزاري جلسهاي اين مسئله را حل كنند».
اما دانشجويان و برخي از اعضاي هيئت علمي دانشگاه با هيچ كدام از اين حرفها توجيه نشدهاند، اعتراضها همچنان ادامه دارد و دانشجويان از وزارت علوم ميخواهند كه از حقوق دانشگاه هنر حمايت كند.
در هر حال داستان واگذاري مقداري زمين به دانشگاه هنر نخستين بار 15 سال پيش مطرح شده است و قرار بر اين بوده كه دانشكدههاي مختلف اين دانشگاه به كرج منتقل شده و همگي يكجا تجميع شوند.
فاطمه آجرلو، نماينده مردم كرج و عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي، ايراد را به وزارت علوم و رياست دانشگاه وارد ميداند.
او ميگويد: «اين زمينها تنها زمينهاي با كاربري آموزش عالي در كرج هستند كه در جلسهاي كه هيئت دولت در كرج تشكيل داد، وضعيت آن را مورد بررسي قرار داد و مقرر شد در اين زمينها كه سالهاست بدون استفاده رها شدهاند، دانشگاه آزاد، دانشگاه پيام نور، دانشگاه تربيت مربي و دهكده مهارتها ساخته شود».
آجرلو ميافزايد: «ما اسنادي داريم كه نشان ميدهد دانشگاه هنر قصد داشته در اين زمينها واحدهاي مسكوني احداث كند و اصلاً قصد تجميع دانشگاه هنر را نداشتهاند. اين درحالي است كه اين بخش، تنها زمينهاي با كاربري آموزشي در كرج را دارد».
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ميگويد: «اين بيتدبيري مسئولان دانشگاه است كه اين قضيه را دانشجويي ميكنند و سعي در توجيه دانشجويان ندارند. بايد مسئولان دانشگاه توبيخ شوند».
آجرلو ميافزايد: «وقتي ما براي ساخت خوابگاههاي دانشجويي دنبال ريال ريال پول ميگرديم، آيا اين درست است كه زمينها همينطور يله و رها افتاده باشد؟ ما حتي از وزير علوم هم شاكي هستيم. خود ايشان به عنوان وزير بايد اين بحث را مديريت ميكردند. به هر حال اينها دستورها و تصميمهاي حاكميتي است كه بايد اتخاذ و اجرا شود، در حالي كه بدون كوچكترين توجهي فراموش شده است».
او ميگويد: «نميدانم چرا رئيس دانشگاه هنر خودش را مخفي ميكند؟ ما بارها در اين مورد جلسه گذاشتهايم، چرا او در اين جلسات حاضر نميشود و چرا تا به حال براي پيگيري اين موضوع يك جلسه هم برگزار نكرده است؟ و هر بار از او دعوت كردهايم در جلسات حاضر نشده، حالا هم دانشجوها را جلو انداخته است».
نماينده مردم كرج ميگويد: «من حاضرم خودم براي دانشجوها جلسه سخنراني بگذارم تا آنها را توجيه كنم، تا ببينيم آنها طرف رئيس دانشگاه را ميگيرند يا ميآيند سمت ما!»
تیم برتون با پذیرفتن عنوان دبیری شصت و سومین جشنواره کن از سوی ریاست این جشنواره گیل جیکوب گفت که تمام زندگی اش را به دیدن فیلم های ترسناک گذرانده و اکنون اماده ی قبول چنین مسئولیتی است.وی دیدن فیلمهای بزرگ از سراسر جهان را افتخاری دانست و ادامه داد:"همانطور که فیلمها همیشه برای من رویا بوده اند ، داشتن چنین مسئولیتی در کن نیز برایم رویایی است که به حقیقت پیوسته است."
جیکوب ریاست جشنواره ی کن ، در این باره اضافه کرد که این اولین باری است که هنرمندی که از انیمیشن پا به سینما گذاشته است ریاست هیئت داوران جشنواره کن را بر عهده میگیرد.او تیم برتون را شاعری خواند که قادر است تصویر سینما را به سرزمین عجایب تبدیل کند و ازین رو می تواند به جشنواره ی کن امسال ابعاد جدید و خلاقانه ای اضافه کند.
با انتخاب برتون در این مقام او پا جای پای افرادی چون وونگ کار وای ، شان پن و ایزابل هوپرت میگذارد که سال پیش ریاست هیئت داوران را بر عهده داشت.
برتون پیش ازین در سال 97 جزو هیئت داوران جشنواره ی کن بود و در سال 95 نیز با "اد وود" به عنوان کارگردان در این جشنواره حضور داشت
داستان ممنوع ژاپني روي پرده جشنواره برلين
«كاترپيلار» ساخته كوجي واكاماتسو، كارگردان ژاپني كه پيش از اين فيلم «ارتش متحد سرخ» را با نگاهي افراطي نسبت به جناح چپ ژاپن ساخته بود، در جشنواره امسال برلين شانس موفقيت دارد.
به نقل از سايت جشنواره برلين، در موفقيت «كاترپيلار» در جشنواره برلين شكي وجود ندارد. اين فيلم ساخته كوجي واكاماتسو، كارگردان ژاپني است كه پيش از اين فيلم «ارتش متحد سرخ» را با نگاهي افراطي نسبت به جناح چپ ژاپن ساخته بود.
بنا بر اين گزارش، «كاترپيلار» درباره جنگ جهاني دوم ساخته شده و از لحن رك و طعنهآميز آثار واكاماتسو برخوردار است. اين فيلم بر اساس داستان كوتاهي از ادوگاوا رامپو در سال 1929 ساخته شده كه از سال 1939 انتشار آن با توقيف مواجه شد. داستان درباره اثرات مخرب رواني جنگ و رياكاري در احساساتي است كه جنگ به وجود ميآورد.
كوروكاوا سربازي است كه در اواخر دهه سي در حالي از جبهه جنگ باز ميگردد كه شنوايياش را از دست داده و مشكلات جسمي پيدا كرده است. اطرافيانش او را بار مزاحمي بر دوش خود ميدانند اما با ظاهري رياكارانه همسرش را مجاب به نگهداري از او ميكنند و اين در حالي است كه همسرش از خواستههاي او به ستوه آمده است. كوروكاوا در آغاز با مدالهايي كه از جنگ به دست آورده است، به خود افتخار ميكند اما اين افتخار در نهايت جاي خود را به ترس و وحشت از جنايتهايي ميدهد كه در جنگ مرتكب شده است.
از جمله نقاط قوت فيلم مونتاژ آن است كه از تئوري مونتاژ ديالكتيك آيزنشتاين بهره برده است. سه دقيقه آغازين فيلم نيز از تصاوير آرشيوي جنگ ژاپن استفاده كرده و سربازی ژاپنی را در حال تجاوز به زنی چینی نشان می دهد که در صدد بازگويي اين نكته است كه جنگ جهاني دوم همواره با خشونت هاي جنسي و شست شوي مغزي همراه بوده است
كمدي نروژي برلين را گرم كرد كمدي «كمي تا قسمتي جنتلمن» كه روز... ...
ما عرق ریختیم تا به اینجا(:d) رسیدیم
دانشگاه هنر از بین می رود؟
hasan at Mar 2nd 2010