ویترین مطالب

    Published on 10/03/06

    چهارشنبه روز آخر دی ماه، یک کلاس جبرانی به جای جلسات تشکیل نشده ی کلاس فیلمبرداری 1، تو اتاق فیلمبرداری انیمیشن برگزار شد. استاد لقمانی رو بعد مدت ها دوباره دیدیم. پاش شکسته بود و با دو تا عصا راه می رفت. قرار بود دوربین اکلر (Eclair) رو که تو ترم نشده بود ببینیم، یه نگاهی بکنیم.

    اکلر (مدل NPR) دوربین خیلی هیجان انگیزیه! زمانی که وارد بازار می شه به خاطر راحت بودنش واسه وضعیت روی دست، برای کارهای خبری مناسب تشخیص داده می شه و در ایرانِ قبل از انقلاب به عنوان دوربین سازمانی صدا و سیما مورد استفاده قرار می گیره (و جایگزین تمام دوربین های قبلی می شه). اکلر یه دوربین فرانسویه که قیافه ی خیلی عجیب و غریبی داره. وقتی که همه ی اجزاش سوار می شن نیم رخش شدیدا یه مربعه! و وقتی کاست رو جدا می کنیم، باریکترین قسمت، بخشیه که در راستای لنزه؛ فکر کنم برعکس تمام دوربین ها! دلیل این تفاوت هم اینه که پشت لنز روی بدنه ی دوربین، فقط گیت و یه چنگک وجود داره و صفحه ی فشار و سیستم حرکت فیلم همه روی کاست سواره. این باعث می شه که کاست های اکلر نسبت به بقیه ی کاست ها خیلی گرون باشن. وقتی قراره کاست رو روی دوربین سوار کنیم، فیلم بدون هیچ فاصله ای، خیلی جمع و جور و تروتمیز روی صفحه ی فشار قرار گرفته.
    تو قسمت جلویی بدنه یعنی جایی که لنز باید سوار بشه، یه قطعه وجود داره که با یه پیچ شل می شه و می چرخه و با این چرخش، مونتِ (جایی که لنز سوار می شه) جلوی گیت می تونه جاشو با مونت دیگه ی این قطعه (مخصوص لنزهای قدیمی تر با مونت C) عوض کنه. و این باز یه مزیته برای کار خبری که لازم نیست لنز ها رو از دوربین جدا کنیم! فقط کافیه یه پیچ رو شل و سفت کنیم.
    دوربین اکلر موتور خاصی نداره که الزاما از اون برای دوربین استفاده بشه و موتور های مختلفی خیلی ساده بهش وصل میشن.
    حالا چه دلیلی داره که من این حرفارو رو برای کسایی که شاید هیچ کدومشون قصد کار کردن با یه دوربین 16 میلی متری قدیمی رو ندارن بگم؟ یه دلیل ساده اش اینه که خیلی برام جالب بود و به نظرم حیف بود کسایی که به سینما علاقه دارن، از این دوربین متفاوت که شاید دوره ش سپری شده چیزی ندونن. و دلیل مهمتر این بود که نمونه ای که از این دوربین کارامد و فوق العاده توی دانشکده وجود داره معروفه به... کپک زده!
    بله! دوربین اکلر دانشکده کپک و زنگ زده! موتورش، گیتش، پایه ش، آینه ی شاترش و بالاخره هر جایی که فکرش رو بکنید. فقط استاد نمی تونست متوجه بشه که شرایط نگهداری دوربین چطور بوده که اون آلیاژها تونستن کپک بزنن. و دلیل مهمتر از دو دلیل قبل اینه که: همراه محتویات کپک زده ی جعبه ی محتوی محتویات کپک زده یه... جواهر بود! یه لنز که از بقیه ی محتویات کمتر آسیب دیده بود. کپک و زنگ کمتری داشت اما فوق العاده.. بذارید بگم کثافت روش بود. لنزی که هر کدوم از خصوصیاتش برای ذوق زده شدن کافیه.. یه لنز آنژنیو (مثل خود دوربین فرانسویه و شاید بعضی ها مثل همین چند ماه پیش من ندونن که آنژنیو، سازنده ی بهترین لنزهای زوم دنیا و حتی به قول خیلی ها، تنها لنزهای زوم بدرد بخور دنیاست)، با فاصله ی کانونی 5.9 (فوق العاده واید برای دوربین 16) که تنها رینگ روش، رینگ دیافراگمه چون این لنز Fix Focus می باشد! مونت لنز C بود که در نتیجه رو مونت دوم قطعه ای که بالاتر حرفشو زدم قابل نصب بود.
    هر کدوم از ما وقتی از توی لنز به فضای اتاق (دیوارهای سبز تیره با نور مهتابی، دوربین عظیم فیلمبرداری انیمیشن و صندلی های پراکنده) نگاه می کرد، یه "وای" ی، "اوه" ی چیزی از گلوش می پرید بیرون. احساس می کردی همه چیز جادو شده. تجربه ی فوق العاده ای بود.
    ...
    همه معتقدن که هر چی بیفته زیر دست حمیدزاده همین میشه! و این اولین نمونه ای نبود که ما از سر تجهیزات زیر آب کردن های ایشون می دیدیم.. اما من اینا رو ننوشتم که غر بزنم و خودم و شما رو ناامیدتر از اونی که هستیم بکنم. به نظرم این فقط لنز ستودنی آنژنیو، با اون انحنای قشنگ روش نیست که تو این دانشکده کپک می زنه... نمیدونم شاید به نظرتون خیلی شعاری و جو زدگی بیاد اما من فکر می کنم خیلی از ماها تو این دانشکده داریم زیر دست حمیدزاده ها کپک می زنیم.. شاید این جمله ها خنده دار باشه ولی به نظر من، کسی که وقتی بچه بوده فکر می کرده روزی که من داستانم رو بنویسم، روزیه که بهترین داستان دنیا نوشته شده، من بزرگ که بشم، بهترین فیلم دنیا رو می سازم و شعری که من بنویسم، نقاشی ای که من بکشم، تمام دنیا رو متأثر می کنه از این لنز هیجان انگیز آنژنیو باارزش تره؛ و حیفه که تسلیم فضایی بشه که اینجا براش ساخته میشه، فضایی که توش تمام آرزوهای بچگیت کپک بزنه...
    تو این وضعیت اقتصادی که راه زیرابی رفتن رو به روی آدم می بنده، جاهایی هستن که کمک می کنن تو این فضای راکد، هرچند افتان و خیزان راه بریم و من این جاها رو دوس دارم. یکی ورک شاپ فیلمنامه نویسی آقای علیزاد و یکی دیگه هم همین جا یعنی کرنز. البته بنده نه از عشاق استاد علیزاد هستم، نه سهام دار اینجا هستم و نه از هیچ کدوم باج و رشوه گرفتم. فقط دوست دارم ورک شاپ فیلمنامه ادامه پیدا کنه و اینجا بیشتر راه بیفته. بابا یه تکونی به خودتون بدین و اینجا رو شلوغ کنین. کمترین فایده ش اینه که مجبور نیستین هی نوشته های منو تحمل کنین! من جای شما بودم این یه شانسو از دست نمی دادم!

    Published on 10/02/01




    موسسه فیلم آمریکا: آواتار، اتفاق سینمایی 2009
    روز گذشته با انتشار لیست "ل�*ظه های به یادماندنی" موسسه فیلم امریکا ،آواتار جیمز کامرون جزو هشت اتفاق برتر سینمای آمریکا در سال 2009 اعلام شد.
    این موسسه که هر سال لیستی از بهترین فیلمها و بهترین برنامه های تلویزیونی سال را در ماه دسامبر اعلام میکند ، آواتار را به عنوان "تلاشی قابل تقدیر در صنعت فیلمسازی" معرفی کرد که" قوه ی خیال انسان را به پرواز در می آورد و باب جدیدی در �*وزه ی داستانگویی و شیوه های بیان روایت گشوده است."این موسسه مهارت کامرون در استفاده از جلوه های سه بعدی و سی جی آی را دستاورد مهمی توصیف کرد که در آینده ی هنرهای دیجیتال تاثیر بسزایی خواهد داشت."
    موسسه فیلم امریکا در ادامه گفت : آواتار ثابت کرد صنعت فیلم همچنان نقش مهمی در رشد اقتصادی کشورها ایفا میکند.
    آواتار از 18 دسامبر 2009 در سراسر جهان روی پرده رفت که تنها در سینماهای آمریکا تا کنون به فروش قابل توجه بیش از 212 میلیون دلار دست یافته است.


    Published on 10/02/01

    سلام... شب خوش
    دوستانی که مطلب در تالار ها می نویسن می تونن برای درست کردن وضعیت نمایش راست به چپ در قالب با زبان انگلیسی از این دستورالعمل استفاده کنند:
    کل متنتون رو بین
    [/rtl] و [rtl]
    بگذارید (آخری خط مورب داره اولی نداره)؛
    در این صورت متن های دارای علامت ها یا نوشته های غیر فارسی و فارسی باهم، دفرمه نخواهد شد.